وقتی یادگیری از سر به قلب میرسد، بچهها دنیا را با چشم و گوش نمیفهمند؛ بلکه با همهی وجودشان لمس میکنند. کودک وقتی صدای باران را میشنود، دستش را بیرون میبرد تا قطرهها را حس کند. وقتی بوی نان تازه در کوچه میپیچد، نمیپرسد «چه نانی؟!» میدود تا نانوایی!
همهی این واکنشها نشان میدهد که یادگیری واقعی در بچهها از طریق حواس پنجگانه اتفاق میافتد: دیدن، شنیدن، لمس کردن، چشیدن و بوییدن.
حالا چه میشود اگر این حسها را طوری به کار بگیریم که فراتر از یک تجربه، باعث یادگیری عمیق، تقویت مهارتهای زندگی و رشد خلاقیت در کودک شوند؟ یکی از بهترین راهها برای این کار، تئاتر است.
تئاتر نه فقط نمایش یک داستان، بلکه بازی زندگی است؛ جایی که بچهها میتوانند در نقشهای گوناگون بروند، احساسات را تجربه کنند، صداها را بشنوند، رنگها را ببینند، بافتها را لمس کنند و دنیای ذهنیشان را بسازند.
وقتی یک کودک در نمایشی نقش بازی میکند، فقط دیالوگ نمیگوید؛ او معمار کوچکی است که دنیای خودش را میسازد. اگر نقش یک نانوا را بازی کند، باید بوی نان را در ذهنش بیاورد، با خمیر کار کند و صدای مشتری را تقلید کند. این یعنی همزمان چند حس او فعال میشود.
تحقیقات و تجربههای مربیان سراسر دنیا نشان میدهد که تمرین تئاتر میتواند نتایج زیر را به همراه داشته باشد:
- یادگیری بهتر: وقتی کودک با یک موضوع مشخص ابتدا بازی کند، بهتر آن را یاد میگیرد و بیشتر به خاطر میسپارد.
- افزایش اعتمادبهنفس: وقتی کودک روی صحنه میآید، خودش را باور میکند. حتی اگر خجالتی باشد، با چند بار تمرین جرئت بیشتری پیدا میکند.
- تقویت ارتباط و کار تیمی: بچهها یاد میگیرند با هم بازی کنند، نوبت را رعایت کنند، به حرف دیگران گوش دهند و به هم کمک کنند.
- بیان احساسات: برخی بچهها نمیدانند چطور از ناراحتی یا خوشحالیشان حرف بزنند. بازی در نقشهای مختلف به آنها کمک میکند احساساتشان را بشناسند و ابراز کنند.
معجزهی تئاتر اینجاست که لازم نیست همیشه سالن نمایش داشته باشیم. والدین و مربیان میتوانند در خانه هم یادگیری حسی را با بازی ترکیب کنند. هر کدام از حواس پنجگانه میتواند راهی برای یادگیری تئاتری خلاق شود.
چند نمونه تمرین ساده:
- تمرین بینایی (دیدن): بچهها حرکتهای آهسته انجام دهند، انگار فیلمی روی صحنه آهسته پخش میشود. این کار باعث میشود به جزئیات حرکات خود و دیگران دقیقتر نگاه کنند.
- تمرین شنوایی (شنیدن): یک داستان ساده گفته شود و کودک با صداهای محیط یا وسایل ساده مانند لیوان، کاغذ یا بطری افکتهای صوتی بسازد؛ صدای باران، باد یا پای حیوانات.
- تمرین لامسه (لمس کردن): ساختن ماسک یا عروسک با پارچه، نخ، چسب و مقوا. چند شی با جنسهای متفاوت در یک جعبه گذاشته شود و کودک بدون نگاه کردن لمس کند و سپس نقش کوتاهی اجرا کند.
- تمرین بویایی (بو کشیدن): چند بو مثل نعنا، دارچین، گل، لیمو، صابون و نان تازه آماده شود. کودک بو را حس کرده و یاد خاطرهای بیفتد، سپس صحنهای کوتاه بر اساس آن خاطره بازی کند.
- تمرین چشایی (چشیدن): از خوراکیهای ساده مثل کشمش، لواشک، بیسکویت یا عسل استفاده شود. کودک بعد از چشیدن، با صورت و بدن خود حس آن مزه را نمایش دهد و دیگران حدس بزنند.

تهیهی دفترچهی حواس نیز به بچههای بزرگتر کمک میکند روزانه چیزهایی که دیده، شنیده، بو کرده، لمس یا چشیدهاند را یادداشت یا نقاشی کنند. این کار باعث دقت بیشتر و درک عمیقتر از جهان میشود.
در برنامههایی که چند حس را همزمان فعال میکنند، حتی بچههایی که مشکل یادگیری دارند یا خجالتی هستند، پیشرفت زیادی نشان میدهند. کودکی که با همهی وجودش یاد میگیرد، نه فقط با گوش و چشم، دنیای اطراف را بهتر میفهمد و خودش را نیز بهتر میشناسد.
تئاتر کودکانه ابزاری شگفتانگیز است که با عشق، دقت و خلاقیت اجرا شود، بچهها را قویتر، باهوشتر و شادتر میکند. کافی است بگذاریم بچهها بازی کنند… با نور، با صدا، با رنگ، با حس.
وقتی کودک را با همهی حواسش به بازی دعوت میکنیم، به او میآموزیم که زندگی را نه فقط ببیند، بلکه با تمام وجود تجربه کند.
شادی برقعیان / معلم هنر دبستان پسرانه



